ارسال شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 10:4 PM
Hi...
I'm back..!

سلام سلام چطوريد يا نه ؟؟؟
ميبينم كه با آپ قبلي حسابي حال كردينو مستفد شديد ...!
بازم اومدم تا از اون آپاي تپل با خبراي جيگر آلبالويي بكنم ! خوبه نه ؟؟!!
اول بذاريد يه كوچولو درد دل كنم نمي دونم اينجا جاشه يا نه ...
حالا هست يا نه به من ربطي نداره من كار خودمو ميكنم ...

Stop * * 
يه لحظه صبر كنيد ... خانما ، آقايوني كه مياين لطف ميكنيد و از روي خير خواهي چيزايي ميگيد كه واقعا منو جزغاله ميكنه
ديگه از اين خير خواهي ها نكنيد لطفا الان همه تون پيش خودتون ميگيد با من كه نيست بذار برم سراغ آپ ببينم چه خبره ولي صبر كنيد تو رو خدا با همتونم شما كه مياين و ميگين چرا با سارينا قهري يا ما شما رو با هم دوست داريم لطفا اگه ما دوتا رو با هم مي خواين ديگه سراغ وب سانيا خان نياين ! ( كه ... ميكنيد اگه نياين . )
شما به جاي اينكه بياين مديريت جديد و مستقلمو بهم تبريك بگيد مياين ميگيد ... !!! من و سارينا قــــــــــــــطـــــــــع رابــــــــــــــطه كرديم نه قهر نمي دونم فرق اين دو تا رو درك ميكنيد يا نه ولي به هر حال لطفا با اين قبيل نظرات آذارم نديد .!!!

شما كه نميدونيد بين ما چي پيش اومده !!!
اينم آخرين حرفم در اين مورد (البته با شما نيستم ):
هميشه نفرين من به راهته
به دل سياهتو و نگاهته
تا ابد فقط ميگم خدا خدا كي ميشه از دل تو دلم جدا
مي دونم همش دروغه عشق تو
مي دونم چه قدر شلوغه دل تو
الهي خونه خرابت ببينم تا ابد توي عذابت ببينم



بگذرم و الكي اعصاب خودمو و شما رو خورد نكنم عزيزاي دلم :

بچه ها جاتون خالي شــــــــــــــــــاهـــــرخ گلم
ديشب زنگ زده بود(2،3 روز ديگه بگذره همتون منو دوم صدا ميكنيد نه ؟ولي خوبيش اينه كه دوم هيچوقت دروغ نميگه !!!) اولش من خونه نبودم وقتي اومدم مامانم گفت باز اين شاهرخ زنگ زد با تو كار داشت من گفتم نيستي هر چي هم گفتم پيغامي پسغامي چيزي داري بده من بهش ميگم گفت نه ، كارم خصوصيه ! تو دلم گفتم آخه داداشيم اين موقع روز چي كار ميتونه داشته باشه !؟ اونم خصوصي !!؟ خلاصه دلم هزار راه رفت از زور خساست هم نميتونستم زنگ بزنم منتظر شدم تا بتله ...
زنگ زد .................. گوش كنيد ببينيد چـــــــــــــــــــــــــــــــــي گفت !
من : سلااااااااااااااااااااام خوبي عزيز دلم حالت احوالت خوبي چطوري چه خبراااااااااا...
شاهرخ : ا ا ا وايسا بابا چه خبره ميذاري منم حرف بزنم يا نه ؟ 
من : ببخشيد يه لحظه ذوق زده شدم جو گازم گرفت !
شاهرخ : سلام ، ببين ...
من : چيه ؟ چي شده ؟ كسي مرده ؟ كسي چيزيش شده ؟ واي خدا مرگم بده... آرين شصتش رفت تو چشش ؟ سوهانا از پله ها افتاد پايين ؟ گوري ناخنش شكست ت ت ت ت ت ؟ وااااااااااااااي بگو ديگه جون به لب شدم !
شاهرخ : شما اجازه ميفرمايين آدم يه كلمه حرف بزنه ؟
من : خوب دلم شور افتاد نتونستم جلوي خودمو بگيرم !
شاهرخ : تو كه هيچ وقت نميتوني جلوي خودتو بگيري من موندم تو ... مي خواي چه جوري جلوي خودتو بگيري بيچاره ...رت !!!
من : الان وقت اين حرفاست بگو ببينم چي شده تا جونم بالا نيومده ...
شاهرخ : من و گوري ...
من :دعوا كردين ؟ كتكش زدي ؟ بي جا كردي (با عرض معذرت عصباني بودم ديگه ...!) ! طلاق گرفتيد ؟ تكليف بچه ها چي ميشه ؟ تو يه ذره به فكر اين دو تا طفل معصوم نيستي ؟؟؟ الووووووووووووو ... چرا ساكتي
شاهرخ : خداياااااااااااااااااااااااااا من به كي زنگ زدم ...
من : باشه باشه ديگه چيزي نميگم حالا تو مثل يه آقا بگو ببينم چي شده ؟
شاهرخ : گوري با من قهره ؟
من : چراااااااااااااااااااااااااااااااا؟ دلش مياد ؟
شاهرخ : والله همينو بگو شوهر بهتر از من كجا مي خواد گير بياره ؟ 
من : حالا تو هم بل نگير زن به اين ماهي خيلي دلتم بخواد !!!
شاهرخ : منم همينو ميگم مثل گوري ديگه كجا گيرم مياد !!!
من : منم كه هر چي ميگم تو تاييد ميكني بالاخره نمي خواي بگي چي شده ببينم ميتونم كمكي بكنم يا نه ؟؟؟
شاهرخ : از تو كه كمكي بر نمياد ولي من ميگم . ميدوني ...
من : بذار من بگم ! باز سر اين كه تو صحنه ي آخر ام شانتي ام روش نشد حاضر بشه بهش سر كوفت زدي اونم قهر كرد رفت خونه ي باباش ... حالا مي خواد طلاق بگيره حضانت بچه ها رو هم به كمك وكيلش گرفته ، نه ؟!!!
شاهرخ : نه
من : پس ...
شاهرخ : اه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
من : ... خوردم بگو بگو ديگه هيچ چي نمي گم ...!
شاهرخ : هيچي بابا گوري از ديشب تا حالا در دستشويي گير كرده مونده اون تو ... حالا هم چون كاري ازم بر نمياد باهام قهره و بهم ميگه شوهري كه نتونه زنشو از تو توالت در آره به چه دردي ميخوره ...؟؟؟!!!
من : همين ؟؟؟
شاهرخ : آره .
من : آجر پاره ...خداحافظ ...
(تققققققققققق صداي گوشي كه محكم روي تلفن كوبيده شد ...)



~^*.* خبراي باليوودي *.*^~

شاهرخ و سلمان تو جشن تولد آمريتا 
واااااااااااااااااااااااي خدا منو بكشه كه اين بشر روز به روز بهتر و خوشگل تر از ديروزش ميشه تو اين جشن خيلي ها بودند از شاهرخ و سلمان گرفته تا كارن و ...
عكساش خـــــــــــــــــــــــــيلي نازه حتما لينكاشونو باز كنيد ببينيد كه من الكي چيزي نميگم ...

اندازه اصلی
اندازه اصلی
اعطاي نشان فرهنگ و تمدن از طرف دولت فرانسه به شاهرخ خان
يادمه يك بار راجع به اين موضوع مطالبي توي وبلاگ آورده بودم ولي عكسي ازش نگذاشته بودم ،حالا هم براي اونايي كه نميدونن قضيه از چه قراره بگم كه چند وقت پيش شاهرخ جونم مفتخر به دريافت نشان فرهنگ وتمدن از سفير كبير فرانسه در ممبئي شد و در زير هم عكسهايي مبني بر اين موضوع ميبينيد ...
اندازه اصلی
اندازه اصلی
اندازه اصلی
اندازه اصلی
سيف و كارينا در دهلي 
مراسم اختتاميه كنسرت رويال آخرين برنامه اش رو بوسيله ي سيفعلي خان و پاريكاراماروي صحنه آورد اين برنامه كه با موزيك بسيار زيبا و اكتيوي كه داشت حسابي حضار رو كيفور كرده بود و حسابي مجذوب گيتار زدن سيف شده بودند و البته مهمترين مطلب اينه كه كاريا دوست دختر سيف هم براي ديدن مراسم اون همراهي اش كرده تا شاهد نواختن گيتار توسط اون باشه ...
اندازه اصلی
اندازه اصلی
همونطور كه ميدونيد سيف اسم كارينا رو رو دستش تاتوي دائم كرده و اين هم عكسي از اين تاتوي خوشگل ( خدايي هم خوشگله ...!)

آجي و كاجول و نخستين انميشن اکشن سه بعدي هندي 
'Toonpur Ka Superhero اولين انميشن اكشن سه بعدي هندي است كه در استوديوها ي Yashraj فيلمبرداري شده رهبري فيلم بر عهده ي آجي و كاجول بود كه مراسم رو با حضورشون آراسته بودند و كارن جوهر يكي از بهترين كارگردانان كلپر بورد رو به صدا در آورد و ....
عكساي خوشگلي از اين مراسم براتون گذاشتم لينكاشو باز كنيد كيفشو ببريد ...

اندازه اصلی
اندازه اصلی
اندازه اصلی
كارينا و مجله ي فيلم فير 
ديگه چي بگم فقط عكساشو ببينيد ...
اندازه اصلی
اندازه اصلی
بي پاشا و جان باز هم با هم ديده شدند 
در آخرين مهماني بي پاشا و جان با هم ديده شدند مثل اينكه خيلي هم بهشون خوش گذشته و كل شب هم خوردن و نوشيدن و با آهنگ راك رقصيدن و ...
عكساش خيلي خوشگله لينكاشو باز كنيد ..!

Race
آخرين فيلم سيفعلي خان تا به اين لحظه 
فيلم ساخته ي عباس مستان و بازيگراش هم بازيگراي خوبي مثل سيفعلي خان و بي پاشا و آنيل كاپور و آكشي خانا و سمير ردي و كاترينا كايف هستند ... موزيكش به عهده ي پريتام و شاعرش هم سمير بوده است تدوينگرش هم حسين بورماوالا و داستانش هم به عهده ي شيراز احمد بوده ...
( چه شود !!!)
عكسها و وال پيپر هاشو براتون گذاشتم ...!!!

اندازه اصلی
اندازه اصلی


حالا بريم سر عكسها و والپيپر ها كه اين دفعه براتون در نظر گرفتم :

عكسهايي جالب از نماي بيروني و دروني خونه شاهرخ جونم ...


شاهرخ ني ني خوشگل و مامان باباش ...


شيلپا جون نازم ...
طرفداراي اسكلشو تو رو خداااا ...!!!



وال پيپرهاي پريتي (بچه ها واقعا خوشگلن لينكاشو باز كنيد و حالشو ببريد )!
اندازه اصلی
اندازه اصلی
اندازه اصلی
اندازه اصلی
راستش سري قبل بعضي از بچه ها گله كرده بودند كه چرا از سلمان نمي ذاري و ...من هم يه فلش خوشگل ازش گذاشتم كه اميدوارم خوشتون بياد !!!

سه تا ولپيپر از آمريتا آرورا و
دو تا هم از بي پاشا
بی پاشا 1 بی پاشا 2
آمریتا آرورا 1 آمریتا آرورا 2
آمریتا آرورا 3
آيشواريا ...




و در آخر با عكسي بسيار زيبا از جوهي جونم از تون خدا حافظي ميكنم ....


Stop *.*~ ~*.*
راستي يه بازي وبلاگي كه من ويروسشو از مبينا جونم دريافت كردم شما هم ميتونيد ناقل اين ويروس باشيد :
این جوری شروع میشه که من چند تا از خصوصیات اخلاقیم یا عادت های خوب و بد و مسخره خودم رو می نویسم بعدش ۴ نفر رو دعوت می کنم که اونها هم تو وبلاگشون از خصوصیات اخلاقیشون بنویسن و بعدش هم هر کسی ۴ نفر دیگه رو هم دعوت می کنه! و همینجور بازی ادامه پیدا می کنه! با این بازی هم همدیگه رو بیشتر می شناسیم هم کلی به عادت های مسخره همدیگه می خندیم!! فک کنم خیلی خوش بگذره!!
من شروع ميكنم :
شيطوني ، پر حرفي و رك گويي از خصوصيات بارز منه كه تقريبا ميشه منو با اونا شناخت ...
اينكه ميگم رك نه اينكه فكر كونيد حالا حرفشو بي پرده ميگه نه من يه كم اونور ترم كه خودم خيلي از اين خصوصيت مسخره ام خوشم نمياد چون گاهي باعث ميشه ديگران رو از خودم برنجونم نمي خوام ناراحتشون كنم ولي اين رو هم نميدونم كه هر كسي دوست نداره تو هر شرايطي هر چيزي رو بشنوه
زود رنج نيستم و عمرا از دخترايي تيتيش ماماني كه با رنگ صورتي ذوق ميكنن و با مشكي دپسرده ميشن نه خوشم مياد نه هستم ، نسبتا از لحاظ روحي و احساسي قوي هستم و نمي ذارم كسي با دراز كردن پاش بيشتر از موكتش وارد حريم خصوصي من بشه يا بخواد پاشنه آشيل منو علم كنه
يه چيزي مي گم نخنديداااااااااا
ولي من به شدت غيرتي هستم ، نسبت به خودم و مونث هايي كه دوستشان دارم ...
شلخته ام ، خيلي نه ولي در حدي هست كه كمدم رو به كمد آقاي ووپي تشبيه كنند ...
بازي زياد ميكنم و عاشق ورزش هاي پر تحرك هستم ...
با هم سن و سالام كمتر ميپرم و اكثر دوستام كم كم 2 يا 3 سال ازم بزرگتر هستند شايد باورتون نشه ولي تا حالا با كسي به جز دختر خالم (كه اونم يه استثناي بزرگه چون ما خصوصيات اخلاقيمون بي اندازه شبيه به همه) به عنوان يه دوست صميمي آبم تو يه جوب نرفته ! ( آخريش هم همين سارينا خانم ) ولي راستي يه دوست دارم كه خيلي دوسش دارم اسمش هم معصومه جونه كه در همه ي شرايط دركم ميكنه ولي... بهتره بگذريم !
از سوسك به شدت گريزانم
بدون لباس خوابم و بدون بوسيدن عكس شاهرخ قبل از خواب واقعا نميتونم بخوابم
محل خواب خودم و متكاي مناسب عواملي هستند كه اگه نباشند فردا قطعا روز نحسي خواهد بود
همه ي عروسكام اسم دارند و عزيز ترينشون شاميتاست كه يه اسب آبيه ناززززززززززه
با وسايلم حرف ميزنم و وقتي كه خراب ميشند دورشون نميريزم چون اين كار رو خيانت به اونها ميدونم (بالاخره هر طورم كه باشه عمري بهم خدمت كردند ديگه !!!!)
يه بوته ي كوچولوي فلفل به اسم بي پاشا دارم ( چون اون هم مثل بي پاشا hot و يه بار كه اومدم امتحانش كنم دهنم حسابي آتيش گرفت )
پسرا رو زياد اذيت ميكنم تو بچگي به يه صورت و حالا يه جور ديگه يادمه يه بار سر اينكه bf بچه گيام بستنيمو قبل از اينكه برسم خورده بوده موهاشو با تمام قدرت كشيدم و بعد از چند ثانيه ديدم يه كپه از موهاش تو دستم مونده منم پرتش كردم تو جوب و در رفتم فرار كردن همانا و اومدن پدرش دم خونمون همانا ...
گاهي استاد پارازيت صدام ميكنند !
دوست زياد دارم ولي همونطور كه گفتم دوست صميمي نه !!!
تكه كلامم فسوه است كه تقريبا هيچ كس معنيشو نميدونه
بچه ي درس خوني هستم ولي عمرا به قيافم نمي خوره
اصلا تو تيپ ثبات ندارم و از هر چي كه خوشم بياد مي پوشمش
عاشق تغيير و تحولم
از بين غذاها fast food رو به همه چي ترجيح ميدم حتي به قيمه و خورشت باميه اي كه مامان بزرگ ميپزه !!!
و در آخر چيزي كه همتون خوب ميدونيد عشق اول و آخر زندگيم شاهرخ هست كه الهــــــــــــــــــي قربون اون قد و بالاش بشم من ...!!! 
حالا من نازي جون ، فريده خانم ، تينا خانم و خواهر گلش تاينا جون رو به بازيمون دعوت ميكنم ...
شاد و شاهرخي باشيد

باي تا هاي جيگراي من

نویسنده : [ سانيا خان ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]